خرید بک لینک
داشتم الان یه چیزیو تو فتوشاپ با پِن دور بری میکردم یاد مدرسه افتادم. اونوقتی که به بچه ها این چیزا رو یاد میدادم همیشه با این دور بری با پن اول قشنگ سختی میدادم بهشون بعد یادشون میدادم که میشه با چه

برچسب: نویسنده: اشکان اسماعیلی تاريخ: جمعه 17 اسفند 1397 ساعت: 12:40

امروز یازده اسفنده. دیروز تولد میثم بود. قدیمی ترین و صمیمی ترین دوستم، دوستِ پسرم البته. تو اینستاگرام بهش تبریک گفتم دیشب و امروز یه چارخط حال و احوال کردیم با هم. بعدش دیگه اون رفت خابید. چون اون خ

برچسب: نویسنده: اشکان اسماعیلی تاريخ: جمعه 17 اسفند 1397 ساعت: 12:40

من فک میکردم اونایی که میان اینجا، ینی این روزانه به طور متوسط ۶۰-۷۰ تا بازدید کننده، میان که یه چیزی بخونن. ولی فک کنم فقط یه عده خیلی کمی شون واقعن چیزایی که من اینجا مینویسمو میخونن. فک کنم بعضیا فقط یا میان نگا میکنن یا تا نصفه میخونن یا اصن آماری که بیان میده فیک و الکیه!

در کل اینکه فعلن دیگه اینجا نمینویسم.در آدرس avaazedohol@ در تلگرام مینویسم.

برچسب: نویسنده: اشکان اسماعیلی تاريخ: پنجشنبه 30 فروردين 1397 ساعت: 17:47

یه نصف لیوان شیر خوردم، البته کلی پودر کاکائو قاطیش کردم، ولی همش حس میکنم میخاد مسیری که رفته رو برگرده! واسه همین اومدم نشستم اینجا یه چیزایی بنویسم که حواسم از معدم و چیزی که خوردم پرت بشه. راستش من کلن هیچ وقت شیر نمیخورم. ینی شیر واقعی، اینجوری که برم سر یخچال شیر بریزم تو لیوان بخورم، هیچ وقت پیش نمیاد. حالا مثلن تو سوپ یا تو کیک! یا این چیزا باشه میخو

برچسب: نویسنده: اشکان اسماعیلی تاريخ: پنجشنبه 2 فروردين 1397 ساعت: 4:50

1-سردمه و گشنمه و کار دارم و درس نخوندم و دلشوره دارم و نگرانم و منتظر. منتظر یه تیک سبزم. جزوه نظریات روانشناسیم که به نظرم خیلی کامل بود، کامل نبود. دوتا نظریه ی دیگه هست که باید بخونم. نخوندم خب هنوز. فصل اول مقاله های بچه ها تو یه پوشه رو دسکتاپ منتظرمه. خیلی دلم میخاد الان بخونمشون اما نمیتونم. حوصله شو ندارم راستش. خسته شدم از خوندن این همه چیزای تکرار

برچسب: نویسنده: اشکان اسماعیلی تاريخ: پنجشنبه 2 فروردين 1397 ساعت: 4:50

دارم یه آهنگ عربیی گوش میدم، میگه نسینی الدنیا، نسینی العالم، ذوبنی حبیبی و سبنی اقو لک احل کلام. ینی که بذار دنیا و مردمشو فراموش کنم، منو تو عشقت حل کن و بذار شیرین ترین حرفای دنیا رو با هم بزنیم. کلن آهنگ باحالیه. حالا نه که من خیلی بیکار باشم فقط عربی گوش کردنم مونده باشه ها، اینو قاطی آهنگای دانش گا پیدا کردم. فرناز گوش میدادش فک کنم. کنجکاو شدم لیریکش

برچسب: نویسنده: اشکان اسماعیلی تاريخ: پنجشنبه 2 فروردين 1397 ساعت: 4:50

هر روز تا ساعت 11 خابم میاد. از یازده به بعدم انقد خمیازه کشیدم و از چشمام اشک اومده که بقیه مدت روز چشمام خشک و فکم دردناکه. شبا تا 3-4 خابم نمیبره. هر چقدر که تلاش میکنم. از اونورم انقد کار دارم که اگه بخام صب زیاد بخابم به هیچی نمیرسم. البته امروز که خابیدم تا 10. ولی دیشب تا 5 و نیم خابم نبرد. ینی نه شب درست دارم نه روز درست نه خاب درست! واقعن نمیدونم چم

برچسب: نویسنده: اشکان اسماعیلی تاريخ: پنجشنبه 2 فروردين 1397 ساعت: 4:50

سال به سال دریغ از پارسال! هرسال از اول اسفند منو مامانم تصمیم میگیریم یه جوری کارامونو انجام بدیم که یه هفته مونده به عید همه چی تموم شده باشه، ولی هرررررررررررسال تا یه رب مونده به عید! ما داریم کار میکنیم. تازه امسال که ایده آل بود شرایط من! نمایشگاه قبل عید نداشتم! فک کن سالای پیش چه شیر تو شیری بود! واقعن نمیدونم چه جوری اون موق ها میتونستم همه چیزو با

برچسب: نویسنده: اشکان اسماعیلی تاريخ: پنجشنبه 2 فروردين 1397 ساعت: 4:50

صفحه بندی